ساجده،عشق مامان و بابا

بهترین هدیه خدا

جمعه و همایش دختران آفتاب

1393/9/11 16:01
نویسنده : مامان
184 بازدید
اشتراک گذاری

طلا خانم جمعه شهادت حضرت رقیه بود و با هم رفتیم خونه مادر برزگم که همایش دختران آفتابم اونجا بود.

 

 

بعد از ظهرم مامان جون توی زیارت رقیه خاتون برای شما جلسه گرفت وسفره حضرت رقیه انداخته بود.

emam hosein (4)

 

دست‏هایت کوچک بودند برای به آغوش کشیدن صبر و سختی.

اما تو چقدر سربلند بیرون آمدی از دردها و دلتنگی‏ها!

صبر را از چه کسی به ارث برده بودی،

نمی‏دانم!

اما ایمان، هم‏پای تو بزرگ شده بود.

roghayeh 2 (H.s 92-09) WwW.Shabhayetanhayi.ir

سه سالگی‏اش بر مدار عاشورا می‏چرخد.


اتفاقی که طنین خنده‏های کودکانه‏اش را به غارت می‏برد

در عطش می‏ماند و می‏گدازد.

فرات از چشمانش مهاجرت می‏کند.

بی‏پناهی‏اش، در تمام بیابان‏ها تکثیر می‏شود

این سه سالگی اوست

که در ویرانه‏ای کنار کاخ سبز،

به اهتزاز درآمده

و مکر خاندان ابوسفیان را به زانو درآورده است.

emam hosein (4)

 

انشاالله که 3 ساله امام حسین همه کوچولوها رو شفا بده.

مخصوصا گل منو 

الهی آمین

پسندها (7)
نظرات (3) مشاهده جعبه ارسال نظر
انصراف
مامان آنیسا
12 آذر 93 9:33
عزیزم چقدر ناز شده
مامان
پاسخ
مممنون مامانی
مامان
15 آذر 93 21:43
سلام ممنون از حضورتون چه دختر نازی. ماشالا . خدا نگهش داره
مامان
پاسخ
سلام مامانی ممنون که به ما هم سر زدی
مامان و بابا
25 آذر 93 1:19
دعاهاتون قبول درگاه حق....ساجده جون تو این لباس خیلی ماه شدی
1